اهمیت مدیریت تغییر در سازمان ها

مسئله تغییر و تحول جزو آن دسته از مسائلی است که توجه بالایی را می‌طلبد. این موضوع در هر دوره‌ای، نقش مهمی در پیشرفت سازمان‌ها و افراد داشته است. اصلی‌ترین مسئله در مواجهه با تغییرات، پذیرش و کنترل آن‌ها می‌باشد. معمولا تغییر کردن امری سخت و پیچیده است؛ به طوری‌که در اکثر اوقات مقاومت‌هایی در برابر آن صورت می‌گیرد اما باید دانست این تغییرات هستند که زمینه افزایش بهره‌وری و رشد را در هر زمینه‌ای فراهم می‌آورند. اگرچه تغییر ذاتا سازنده است اما بدون شک تغییرات آگاهانه بیشترین رشد و پیشرفت را به‌ دنبال خواهد داشت. بنابراین خوب است که اهمیت مدیریت تغییر در سازمان ها را درک کرده و به آن توجه ویژه‌ای داشته باشید. همراه اچ آر سرویس باشید.

مدیریت تغییر در سازمان‌ها چه اهمیتی دارد؟

با توجه به اهمیت تغییرات و تأثیر آن بر ادامه‌ی حیات، رعایت برخی از موارد اصولی می‌تواند نقش مهمی در روند اجرای این تحولات داشته باشد. مثلا در نظر گرفتن تدابیری مشخص، درک صحیح اهداف، هماهنگی مناسب بین افراد و… از جمله موارد مؤثر در ایجاد تغییرات سازنده است. در واقع اگر یک سازمان قصد ایجاد تغییر و تحول در نظام کلی خود را دارد بهتر است با توافق، سازش و همکاری صمیمانه، روند بروز این تغییرات را سرعت بیشتری ببخشد.

باید توجه داشت که معمولا اکثر تغییرات اعمال شده در سازمان‌ها مطلوب نظر مدیریت نیستند اما عدم پذیرش این تحولات غیرممکن است؛ زیرا همه‌ی نهادها به هر حال خواسته و یا ناخواسته دستخوش تغییراتی می‌شوند و پذیرفتن و کنترل آن‌ها به نفع سازمان خواهد بود. با این حال سازمان‌هایی موفق‌ترند که از موقعیت‌های به‌وجود آمده بیشترین استفاده را می‌کنند.

مدیریت تغییرات

فرآیند مدیریت تغییر در سازمان ها

فرآیند مدیریت تغییر شامل هفت مرحله‌ی زیر است:

  1. تألیف استراتژی و طرح هدف
  2. تغییر اسناد و مدارک در هسته‌ی سازمان
  3. شناسایی و جدول‌بندی تغییرات
  4. ایجاد ساختاری مشخص و ترکیب‌بندی
  5. ارزیابی در محیطی قابل کنترل
  6. گسترش ترکیب‌بندی تحولات
  7. نشان‌ دادن پایداری و عملکرد

نوع زیرساخت‌های هفت مرحله‌ی ذکر شده، نرم‌افزاری و سخت‌افزاری هستند اما نیروی انسانی اصلی‌ترین زیرساخت هر نوع تغییری در سازمان‌ها محسوب می‌شود. اگر اهمیت مدیریت تغییرات در سازمان ها جدی گرفته نشود سازمان، آسیب‌پذیر می‌شود به طوری‌که مقاومت در مقابل هر تغییری سبب انحلال سازمان می‌گردد.

اهمیت مدیریت تغییرات

دلایل ضرورت تغییر در سازمان‌ها

  • انطباق با حوادث و عوامل محیطی خارج از سازمان
  • پیش‌بینی عوامل مؤثر در توسعه و کشف راه‌های رسیدن به آن

دو عامل نام‌برده شده از مهم‌ترین دلایل ضرورت تغییر در سازمان‌ها محسوب می‌شود. البته با توجه به پیچیدگی تغییرات و نقش عوامل انسانی در آن، مدیران، شرایط نسبتا سختی را پیش رو دارند و باید تلاش کنند تا سازوکاری به‌وجود آورند که درک و تشخیص این تغییرات و ضرورت آن برای سایرین قابل فهم باشد.

  انواع مقاومت در مقابل تغییرات سازمانی

همان‌طور که گفته شد، معمولا افراد و سازمان‌ها در برابر تغییرات اعمال شده مقاومت می‌کنند. این مقاومت دارای دو منشأ فردی و سازمانی است که بسته به نوع شرایط بروز داده می‌شود.

  • مقاومت‌هایی که افراد منشأ آن‌ هستند: این مقاومت‌ها که ویژگی‌های شخصیتی افراد را در بر دارد شامل مواردی نظیر عادت، ترس از عوامل  ناشناخته‌، امنیت، بی‌اعتمادی و عوامل اقتصادی می‌باشد. هرچه وابستگی فرد به موارد ذکر شده بیشتر باشد مقاومت بیشتری از خود نشان می‌دهد.
  • مقاومت‌هایی که سازمان‌ها منشأ آن هستند: این نوع مقاومت‌ها به عوامل محیطی و شرایط موجود در سازمان بستگی دارد؛ مثلا هر یک از مواردی مثل ترس از تهدید توسط متخصصین، سرمایه‌گذاری‌های شغلی، هنجارهای گروهی و مکانیسم‌های ساختاری، نوعی مقاومت سازمانی شناخته می‌شوند.

مقاومت در مقابل تغییرات سازمانی

روش‌های مؤثر برای مدیریت تغییر در سازمان ها

  1. درک مشکلات کنونی سازمان و تلاش برای رفع آن یکی از کارآمدترین روش های مدیریت تغییر شناخته می‌شود. بهترین راه برای حل این مشکلات، ارزیابی سطح اهمیت هر یک از آن‌ها است.
  2. ارائه چشم‌اندازی کلی و برنامه‌ریزی دقیق برای آینده بسیار حائز اهمیت است. برای این کار باید آینده‌ی سازمان را پس از اعمال تغییرات تصورکرد و در صورت بهبود شرایط، این تصویر را برای سایر افراد ایجاد نمود‌. در این روش با اعلام وضعیت پیش‌بینی شده باید افراد را نسبت به تغییرات اعمال شده خوش‌بین کرد؛ این امر تا حد زیادی از اضطراب آن‌ها در مواجهه با تغییرات می‌کاهد.
  3. اجرای تغییرات به بهترین شکل ممکن می‌تواند سبب مدیریت کارآمد تغییر وضعیت شود. پس از برنامه‌ریزی و ایجاد یک طرح کلی، حال نوبت عملی سازی است. هرچه برنامه‌ی نوشته شده دقیق‌تر و منطقی‌تر باشد میزان دستیابی به آن آسان‌تر خواهد بود. توجه داشته باشید که افراد سازمان همه باید در جریان این تغییرات قرار بگیرند و برای تسریع رسیدن به این اهداف تلاش کنند. این وظیفه‌ی رهبر شرکت است که با ایجاد انگیزه در نیروی کار و شرح چشم‌اندازی از آینده، آن‌ها را برای همکاری همه‌جانبه‌ فرابخواند. البته باید توجه داشت که برای احساس مطلوب حاصل از تغییر، بهتر است ابتدا با موفقیت‌های کوچک شروع کرد.

اهمیت تغییر و تحول در سازمان

مدیریت تغییر و تأثیر آن در سازمان

محیط پیرامون مدیران امروزی، محیطی مبهم، پویا و متحول می‌باشد و با توجه به این که تغییر و تحولات محیطی یکی از بارزترین ویژگی‌های عصر کنونی است انطباق با محیط اطراف و هماهنگی با تکنولوژی‌های روز از مهم‌ترین مشخصه‌های هر سازمان موفقی محسوب می‌شود. افزایش این تحولات فشاری اساسی بر سازمان‌ها و افراد متحمل کرده است که امکان هر مقاومتی را از بین می‌برد. درواقع باید گفت گستردگی این تغییرات به حدی افزایش یافته که پذیرش آن توسط سازمان‌ها و نیروی کار امری اجتناب‌ناپذیر است و آن‌ها راهی جز تطبیق دادن خود با شرایط به‌وجود آمده ندارند. منسوخ شدن محصولات،  پیشرفت علم و فناوری، تغییر تکنولوژی و تحولات اجتماعی از مهم‌ترین تغییرات اعمال شده در سال‌های اخیر است.

مدیریت تغییر و تأثیر آن در سازمان

ماهیت تغییر سازمانی

به طور کلی ماهیت تغییر، عبارتست از انتقال وضعیت موجود به وضعیتی دیگر که ممکن است خوشایند یا ناخوشایند باشد. بنابراین بروز تغییرات، همواره مثبت نیستند و می‌توانند منفی و نامطلوب نیز باشند. ماهیت تغییراتی که در یک سازمان ممکن است ایجاد شود، به دو شکل زیر است:

تغییرات برنامه‌ریزی شده

این نوع تغییرات در سازمان‌ها، درواقع شکل گرفته از تلاشی هدفمند و سنجیده می‌باشند که توسط مدیران و باتوجه به نیاز سازمان و با هدف ارتقای سطح عملکرد سازمانی ایجاد می‌شوند. تغییرات برنامه‌ریزی شده به دلیل تغییر وضعیت موجود به شرایط بهتر ایجاد می‌شوند. تغییراتی که با برنامه‌ریزی قبلی ایجاد می‌شوند، معمولا از درون سازمان سرمنشا می‌گیرند. برخی از این تغییرات ممکن است با نام بنیادین یا همان Radical توصیف شوند. این نوع تحولات معمولا سبب بازسازی سازمان و اجزای آن خواهند شد. همچنین زمان رخ دادن آن‌ها عمدتا در پی وقایع مهمی مانند انتصاب مدیر جدید اجرایی، تغییر مالکیت و یا جایجایی محل سازمان می‌باشد. اهمیت تحولات بنیادین به اندازه‌ای زیاد است که بعضی مواقع، حتی حیات سازمانی به وقوع آن‌ها وابسته می‌شود.

شکل رایج‌تری از تغییرات برنامه‌ریزی سازمانی نیز موجود است که به آن افزایشی می‌گویند. این نوع تغییرات نسبت به نوع بنیادی، تاثیر کم‌تری داشته و بیشتر در جهت تکامل طبیعی سازمان رخ می‌دهند. به عنوان مثال، معرفی محصولات، استفاده از فناوری و سیستم‌های جدید در دسته تحولات افزایشی قرار می‌گیرند.

تغییرات برنامه‌ریزی نشده

همان‌طور که می‌دانید، یک سازمان و محیط خارج از آن به صورت مداوم در حال تغییر هستند. گاهی اوقات، این تحولات به صورت برنامه‌ریزی نشده و ناخواسته و به صورت خود به خودی به وجود می‌آیند که منشا آن‌ها عمدتا برون سازمانی می‌باشند. تغییرات بدون برنامه هم می‌توانند در جهت منابع سازمان باشند و فرصتی برای رشد آن فراهم کنند و هم ممکن است مشکلاتی را به دنبال داشته باشند. عواملی که معمولا سبب ایجاد این نوع تغییرات می‌شوند، مواردی مانند تغییر در عملکرد رقبا، تغییر قوانین و مقررات دولتی، تغییر سیاست‌های کشورها، بروز تحولات اقتصادی و… می‌باشند.

عوامل اصلی ایجاد تغییر در سازمان‌ها چه چیزهایی هستند؟

به طور کلی عواملی که سبب ایجاد تغییرات در سازمان‌ها می‌شوند، به شرح زیر است:

عوامل تغییر در سازمان

تغییرات حوزه کسب و کار

واضح است که هر سازمان، حوزه کاری ویژه‌ای برای خود دارد. گاهی اوقات شرایط به گونه‌ای رقم می‌خورد که سازمان‌ها ‌تغییر کرده و زمینه فعالیت آن‌ها عوض می‌شود. به عنوان مثال، فروش اینترنتی یکی از الگوهای جدید کسب و کاری است که فروشگاه‌ها باید به این حوزه توجه لازم را داشته باشند. بنابراین تغییراتی که به مرور زمان در زمینه فعالیت یک سازمان رخ می‌دهد، می‌تواند یکی از عوامل اصلی ایجاد تحولات در سازمان‌ها باشند.

تغییرات فناوری

هر سازمان برای دستیابی به اهداف خود، از فناوری و ابزارهای خاصی استفاده می‌کند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به فناوری اطلاعات و ارتباطات اشاره کرد. ظهور فناوری‌های جدید به صورت پیوسته، تغییراتی در روند فعالیت مجموعه‌ها ایجاد می‌کند. به روی کار آمدن یک فناوری نوظهور سبب می‌شود تا یک کسب و کار از ابعاد گوناگونی تحت فشار قرار بگیرد که ازجمله آن‌ها می‌توان به استفاده رقبا از جدیدترین فناوری‌ها و کارآیی بیشتر آن‌ها اشاره کرد.

سخن پایانی

در نهایت باید گفت: تغییرات یکی از طبیعی­‌ترین عوامل موجود در مسیر زندگی است که از طریق عوامل محیطی و حتی گاهی عوامل داخلی به ما تحمیل می­‌شود. نکته­‌ی مهم در این مسئله، پذیرش و هماهنگ شدن با این تحولات است. در هر سازمان، مدیریت فعالانه، تغییراتی را برای بهبود عملکرد سازمان در نظر می­‌گیرد و این امر تنها با برنامه‌­ریزی منسجم و بهره­‌مندی از منابع انسانی کارآمد امکان­ پذیر می‌­باشد. امیدواریم با مطالعه این مطالب به درک مشخصی از اهمیت مدیریت تغییر در سازمان ها دست پیدا کرده باشید. شما نیز می­‌توانید با مراجعه به سایر مطالب موجود در سایت، آگاهی بیشتری نسبت به این موضوع کسب نمایید.

دیدگاهی دارید؟